2777
2789
عنوان

کنیز حاج حشمت

480 بازدید | 17 پست

مادرشوهر مو میگم بیاید ازین کنیز براتون بگم

خودش جدا درآمد داره 

پدرشوهرم میخوره می‌خوابه تا لنگ ظهر مادرشوهر بی سر و صدا میز صبحانه آماده باید بچینه بعد ناهار راس ساعت ۱۲ حاضر باشه صداش میزنه میاد سر میز حتی دستور میده آب می‌ریزه تو لیوان براش مادرشوهرم مثل برده ها میمونه  بعدش طبق برنامه و ساعت مشخص چایی و دمنوش دم کرده می‌ذاره کنار دستش زیر کتری شمع روشن می‌کنه گرم بمونه

شب سر ساعت ۸ شام آماده باشه آقا دستور بده میز چیده آماده 

پدرشوهر بخواد بره حموم از قبل باید گرم و آماده و مرتب مادرشوهر حوله به دست جلو در حاضر ایستاده

شبا هم پدرشوهرم تو یه اتاق جدا در بسته اگه درش باز بشه و پشه وارد اتاق شه خون بپا میشه چون ویز ویز پشه نمی‌ذاره شب راحت بخوابه

مادرشوهرمم مثل کنیز ها یه اتاق دیگه باید بخوابه 

پدرشوهرم انگار نوکر استخدام کرده بدون حقوق فقط جا خواب بهش داده 

دلم برا مادرشوهرش نمیسوزه این زنیکه انتظار داره من مثل خودش باشممممممم 

هرررماه میان خونه مااااا یه هفته همین برنامه به راااااهه 

انتظار داره منم جدا از شوهرم بخوابم به جز وقتایی که بخوابم بچه دار شویم

خدایا میبینی؟






نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

با این طرز فکر دوتاشون بزرگ شدن و هیچ کدوم ناراضی نیستن چون فکر میکنن کار درست رو دارن میکنن و وظیفشونه

تو اصلا محل نده

چیزی هم اگه گفت بگو چشم بعد کار خودتو انجام بده به چشم یه آدم احمق بهش نگاه کن

وای...حالا بقیه اش هیچی  بیچاره به این سبک زندکی عادت کرده قدیمیا میگفتن شوهر خدای دومه...حالا ...

نمیدونم والا 

شاید نصف شب ترتیبشو داده مادرشوهر من خواب بوده نفهمیده فکرمیکنه خدا بچه گذاشته تو شکمش

اونا ب این وضع عادت کردن میخان این رویه و طرز زندگی رو رو بقیه مخصوصا بچهای خودشون پیاده کنن

یه روز کاسه صبرم پر‌میشه میریزه.     همه جا رو غم برمیداره غصه برمیداره . خنده ای ندارم . حتی شاید گریه ای هم نداشته باشم . فقط هستم ولی دیگ اون من سابق نیستم
وای...حالا بقیه اش هیچی  بیچاره به این سبک زندکی عادت کرده قدیمیا میگفتن شوهر خدای دومه...حالا ...


بچه دار دیگه  شدن پدرشوهر مادرشوهر قراردادتمام شده جدامیخابن

آذین،،هستم،،خدایا خدایی کن

دختر داره؟اونا چجورین؟

📌وقتی به داشتن اعتماد بنفس عادت نداشته باشی اعتماد بنفس بنظرت نوعی مغرور بودنه📌وقتی همیشه منفعل بودی قاطع بودن مثل خشونت به نظرت میاد📌وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه📌اینو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست
نمیدونم والا  شاید نصف شب ترتیبشو داده مادرشوهر من خواب بوده نفهمیده فکرمیکنه خدا بچه گذاشته ت ...

🤣🤣🤣 زن بیچاره... خدا صبرت بده...خوبه شوهرت ازت توقع نداره مثل مادرش باشی!!

میشه یه صلوات مهمونم‌کنی؟؟

اسی ی خانمه هم آشنای ما بودن ..

تا وقتی بچه هاش کوچیک بودن خانمه ونگار اسیر بود 

هر چی شوهره میگفت ..ینی خانم حق هیچی نداشت .دقیقن همینجور ...ولی بچه ها ک بزرگشدن کلن از منبر ریاست اومد پایین😂😂..عوض شده 

اگه خدا بود ما این همه درد نمیکشیدیم 🫠
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز