
چه کسی گفته که یار،
مهربان است، ولی
ضامن حلقهٔ عشق است فقط؟
چه کسی گفت شفق
نیمه شب مُرد و سحر
حاملِ حسّ برانگیختگی،
دیگر نیست؟
چه کسی گفت که ارعاب،
سکون می زاید؟
گم شدن،
حاصلِ پروازِ کبوتر در شب
و قفس،
مزد عقابی است که رفعت خواهد؟
قاصدک می گوید:
زندگی،
دفتر بی جلد و جلایی است
که هر برگ از آن،
حاملِ قصهٔ تلخی است پر از شیرینی
زندگی مثلِ حبابی بر آب
گرچه زیباست، ولی پایا نیست
نورِ پاشیده ز پیشانی حق بر عالَم
گرچه پایاست، ولی پیدا نیست