2777
2789
عنوان

سیر و سلوک

2190 بازدید | 76 پست

سلام عزیزان 

کسی تا به حال سیر و سلوک کرده یا کسی رو میشناسند که تو این کار باشه

معنی سیر و سلوک >به طور خلاصه>تقرب جستن به خدا و دوری از گناه ...

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)
بله

ممنون میشم یکم توضیح بدید

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بله

خودتون تو این کار هستید یا آشنایی سراغ دارید؟؟

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)
تواین راه تنهایی نمیشه قدم برداری باید مرشد داشته باشی

همون استاد پیدا کردنش سخته

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)
بله

ماهین

میشه از تجربه که داشتی یا اونی که داشت بگی؟؟

ممنون میشم

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)
نکن به نظرم من بد دیدم البته این یه تجربه شخصیه خودت بهتر میدونی

از تجربه میشه بگی؟؟

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)
کارخیلی سختی هست باید در شریعت کامل باشی همه ی فرایض دینی رو انجام بدی و از گناه دوری کنی بعد میتونی ...

خودتون تا به حال کردید؟؟

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)
ماهین میشه از تجربه که داشتی یا اونی که داشت بگی؟؟ ممنون میشم

من در مورد خودم باید بگم که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها وهمینطور تو این را ه سرها بریده بینی بی جرم وبی جنایت😳

از تجربه میشه بگی؟؟

فقط بگمت که من یه سال تلاش کردم هر روز یه سری چیزا هم حس کردم که خیلی حال خوشی داشت اما بعد یه سال به فنا رفت زندگیم طوری که دیگه جبران پذیر نیس من واقعا توقع نداشتم اینجوری بشه ولی شد منم به همه نصیحت میکردم میگفتم خوب باشید و فلان ولی الان به نظرم زیادی خوب بودن به درد این دنیا نمیخوره تجربه شخصی خودمه این

بهشتم اونورش باشه به این برزخ نمی ارزه...
فقط بگمت که من یه سال تلاش کردم هر روز یه سری چیزا هم حس کردم که خیلی حال خوشی داشت اما بعد یه سال ب ...

میشه تجربتون رو با ما به اشتراک بگذارید؟؟

ویکتور هوگو در یکی از کتاب های خود می‌گوید :(مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان انداختند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!!این دیگر چه دنیایی است ؟)

اینقدرم امتحانت میکنن که پشیمون میشی از اومدن تو این راه ولی اینم بگم سر آغاز راه محبت پیامبر هس دیوان شمس روبخون همش عشق هست من که میخونم ی حال عجیبی دست میده بهم دلم میلرزه شکم جاری میشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز