سلام من چندماهی هست باشوهرم قهرم و همون موقع برای مهریه اقدام کردم . خیلی وابسته مادرشه واصلا نمیتونه خودش تصمیم بگیره وهمه خانوادش توی زندگیمون دخالت میکردند.
ماشین داشت که سه دانگ به نام خودش وسه دانگ به نام خودش بود .
فردای عروسی طلاهای عروسی را فروخت ومنم درعوض ازش کاغذ گرفتم که نصف ماشین را به من فروخته .
ماه پیش شکایت الزام به تنظیم سند کردم وماه بعد وقت رسیدگی داریم .
که امروز فهمیدم وکالت داده بهم که سه دانگ سهم خودش را برم سندی درست کنم و من و خواهرش شریک بشیم
از وقتی فهمیدم موندم چطوری دلش اومده بره این کار را انجام بده . آخه برای مهریه اقدام کردم گفت تو هیچی نمیتونی بگیری و بعد خودت هم خسته میشی برمیگردی . چطور تا الان سکته نکرده خیلیه