خانوما من شبا یهویی یاد مرگ و مردن میفتم
دیگ اینقد گریه میکنم تا جونم در بیاد.هی ب قبر فک میکنم چطوریه چی بشه.وقتی روح بشم خانوادمو ببینم ک چقد گریه میکنن ولی کاری ازم دیگ بر نمیاد ک ارومشون کنم
نفس تنگی میگیرم وقتی ب اینا فکر میکنم
و هی میگم خدایا اگ قرار بود بمیریم چرا مارو اوردی ب این دنیا من اصلا طاقت ندارم😔😔😔😔