دیروز با هم همگی رفتیم بیرون بعد خواهر شوهرم تو راه همش میگفت داداش میخوای زن بگیریم واست هیچی نگفتم رسیدیم نشستیم گفت داداش خونه جدید رفتی ی زنه بگیر بیار این خونه بازم جوابش رو دادم دوباره باز موقع برگشت گفت داداش زن بدیم بهت اینقدر دلم شکست اینقدر گریه ام اومد بعد شوهرم گفت تو بی ظرفیتی جنبه شوخی نداری باهات شوخی داره