2777
2789
عنوان

این داستان مادر شوهر نفهم من

407 بازدید | 9 پست

تا بین منو شوهرم هر دعوایی میشه زنگ میزنه میگه این ی ادم بیماره تحمل ناراحتی نداره میره مواد مصرف میکنه باهاش دعوا نکن من فکر میکردم این حرفارو فقط ب خودم میزنه نگو میره ب شوهرمم میگه شوهرمم تو دعوا میگه من ی ادم بیمارم اگه اینجوری کنی میرم مواد میزنم خاک بر سرش ک بچه خودشو داره بدبخت میکنم من ک اگه بد هزار سال دیگه سایه بابام از سرم رفت از این بی ناموس طلاق میگیرم الان فقط ب خاطر بابام باهاش موندم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حق واقعا مادرشوهرتو روشن کن بهش بگو داری خراب میکنی زندگیمونو

واقعأ موندم بهش بگم یا ن مامانم همون تو نانزدی گفت این زن خیلی نفهمه گفتم مامان ولم کن توروخدا زن ب این فهمیده ای

واقعأ موندم بهش بگم یا ن مامانم همون تو نانزدی گفت این زن خیلی نفهمه گفتم مامان ولم کن توروخدا زن ب ...

با مهربونی و خنده بگو، بگو جا دخترتم دارم مادرانه میگم اگه بچتو دوس داری آرامشو زنذگیشو دوس داری نکن اینکارارو نزن این حرفارو

واقعأ موندم بهش بگم یا ن مامانم همون تو نانزدی گفت این زن خیلی نفهمه گفتم مامان ولم کن توروخدا زن ب ...

حتما دفعه بعد بگو برو هرکاری بخوای بکن

نهایت یکی دوسال تلاش میکنم بهتر شی بعدش میرم پی زندگیم تو هم اخر کارت زیر خاکه

اینارم ب مادرشوهرت بگو

جنگیدن بلدم، ولی بعضی هدف ها ارزش جنگیدن ندارن.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز