اوایل عقدمون یه مدل دلستر جدید اومده بود نامزدم خرید آورد ماشین هی اصرار میکرد بخور بخور خیلی خوشمزست منم خجالت میکشیدم پس بزنمش هرچی داد خوردم بعد تو ماشین بالا آوردم البته فقط دلستر ها چیزی تو شکمم نبود آبروم رفت گریه کردم گفتم نگفتم نمیخورم اصرار میکنی هی. بیچاره خیلی ناراحت شد اومد لباسمو پاک کرد آب آورد صورتمو شستم اصلا چندشش نشد ولی من آب شدما