جواب ها اومد اره دقیقا خودش بود همه هنگ بودن مگه میشه ما تا حالا نداشتیم مامانم گریه میکرد و میگفت ارزو به دل میمونم خودم حالم خیلی بد بود من تو جمع گریه نمیکردم اما شب ها تو اتاقم با بالشتم حرف میزدم
سلام من همون کاربر اصلیم یه چندوقت دست دخترخالم بود باز خودم برگشتم اما کمرنگتر امیدوارم خوب باشید
تا اینکه رفتم پیش معلولین دیدم عه ورزش میکنن میخندن نقاشی میکشن درس میخونن انرژی گرفتم اما بازم حالم بد بود مخصوصا تو دانشگاه همش نگران بودم دانشجوها بفهمن
سلام من همون کاربر اصلیم یه چندوقت دست دخترخالم بود باز خودم برگشتم اما کمرنگتر امیدوارم خوب باشید