کلا بیزار شدم از عشق و دوست داشتن
البته عشق واقعی هم هست اما بیشتر عشق و عاشقیا خصوصا تو این دوره زمونه ، بعد چند وقت فروکش میکنه ...
ببین من دختر و پسری دیده بودم که خیلی همو میخواستن و کل خاندان میدونستن چقدر همو میخوان و بخاطر هم گریه میکردن و .... و چندین سال با هم بودن و پسره چند باری خواستگاری دختره رفته بود اما بابای دختر راضی نبود . خلاصه با تهدید های دختر به خودکشی ، باباش راضی به ازدواجشون میشه . یکسال بعد از ازدواج دختره تصادف میکنه و اسیب نخاعی میبینه . پسره بعد سه ماه میگه خسته شدم از این وضع و خدافظ شما . جدا میشن و پسره مجدد ازدواج میکنه .به همین زیبایی