دوتا بچه مدرسه ای
شوهرم می ناله که همش پول ندارم
براشون لقمه نون پنیر گزاشتم دو روزه
حالا امروز همونم نداریم دیگه😔
میوه هم نیس بزارم
اصلا انگار طلسم افتاده بهش سر هر کاری میره جور نمیشه
دیگه خجالت میکشم از خواهر وبرادر قرض بگیرم😔
چه کنمم
دلم برا بچه هام کبابه که ما شدیم مامان باباشون
شوهرم مخالفه کار منه چند وقتی قایمکی میرفتم خونه ی این و اون کمکی
خدایی وضعم خوب بود ولی الان چون هر آن امکان داره بیاد خونه اونم نمی تونم دیگه برم