خانوما من با یه اقایی که ۳۰ سالشه فعلا درحال اشنایی بودیم بعد اونشب میخواست منو برسونه کفتم من میرم خونه خاله امشب اونجا منو پیاده کن،گفت چه خبره اونجا گفتم دختر خالم تنهاش مامانشینا نیستن میخوام برم اونجا
باد به سر خیابون خونه دختر خالم که رسیدیم گفتم همه خانواده من اینجان(منظورم این بود خونه همشون اینجاس)اون کفت همه خانواده پس امشب شام اینجایین منم دیدم منظورمو نفهمیده و فک کردم یادش رفته من بهش کفتم دختر خالم تنهاس حوصله نداشتم توضیح بدم گفتم اره همه شام اینجان
بعد داخل کوچشون که شدم گفت کدومه منم اصن گیج بودم گفتم خونشون کدوم بود؟گفت نمبدونی خونه خالت کدومه؟؟ بعد گفتم چرا اوناهاش
الان که دارم فک میکنم همش میگم نه که شک کرده باشه من رفتم خونه یکی دیگه دروغ گفتم خونه دختر خالم و ایناس
بسکه ادمو سوال پیج میکنه