2777
2789
عنوان

واقعا به قسمت اعتقاد دارید

284 بازدید | 23 پست

من 30 ساله ام وقتی دانشگاه تموم کردم نشستم  تو خونه. بهم میگن برو بیرون ببینتت  خواستگاری چیزی.

یا بعضیا میگن ربطی نداره ببین قسمتت کجاست  به بیرون رفتن ربطی نداره

من افسردگی دارم بخاطر همین پامو از خونه بیرون نمیزارم نیاز به درمان دارم ولی کسی بهم اهمیت نمیده. لطفا نگید خودت میتونی حال خودتو خوب کنی بارها خواستم نتونستم. نوبت دکتر دارم میترسم برم کسی هم نیست باهام بره این روزها فکرم شده خودکشی ولی خب ترسوم جرات ندارم 

بنظرم حیف نون ام آخه برا چی به این دنیا اومدم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منظورت نوبت روانشناسه؟ ترس طبیعیه بهش توجه نکن و حتما برو 

میتونیم کتاب هایی راجب افسردگی بخونی و بتونن کمکت کنن

نمیخوای کارای مورد علاقتو انجام بدی؟ کارایی که بهت اعتماد به نفس میدن

این نیز بگذرد..
من اینجوری نبودم. الان اینجوری شدم یه نوع. مریضیه. دلشوره اصطراب شدید میگیرم

یه مدتی کلا تو خونه بودی و اصلا بیرون نرفتی درسته؟

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

منظورت نوبت روانشناسه؟ ترس طبیعیه بهش توجه نکن و حتما برو  میتونیم کتاب هایی راجب افسردگی بخون ...

نوبت دندون پزشکی دارم. سمت هر کاری. میرم یه روزه ولش میکنم  دیگه کم آوردم  احساس میکنم پوچم به. هیچی علاقه ندارم کتاب میخونم ولی تاثیری رو زندگیم نداره

نه بنظرم این حرف مال کساییه ک تلاشی نمیکنن  بنظرم 80 درصد خودمونیم

عجب :/

چه ربطی به تلاش داره؟

این مشکل مثه حساسیت داشتن به یه چیز خاصه 

وقتی میخوری حالت بد میشه

اینم وقتی اسم بیرون بیاد انگار بدنت میخواد کهیر بزنه و فورا تپش قلب و هزار یک چیز دیگه .حتما باید کمک بگیرن 

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

ببین هر وقت تونستی کسی رو پیدا کنی که تو رو بیشتر از خودت دوست داشته باشه اونوقت ازش توقع داشته باش، تو خودت باید به فکر خودت و دلسوز برای خودت باشی یعنی چی کسی همرام نمیاد خوب نیاد، مگه بچه ای

بله چندساله. الان دیگ جرات ندارم برم بیرون استرس شدید میگیرم 

تاثیر همونه 

واسه همونه که میگن هیچوقت خونه زیاد از حد نمونید. حتما برو پیش روانشناس کمک بگیر.اگه حلش نکنی بیشتر میشه 

من خودمم همین مشکلو دارم و متاسفانه هیچکس کمکم نمیکنه دیگه الان از اطرافیانمم میترسم

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ف ی ل ت رش ک ن

maghz | 24 ثانیه پیش
2791
2779
2792