مسیح فرمود:حقیقتی که در تاریکی از گفتن آن ترس داشتید روزی در روشنایی شنیده خواهد شدوایمانی را که در خلوت خانه ها آموختید روزی بر پشت بامها فریاد خواهند زد
هشتم شهریور ۱۴۰۴💕روزی که خدا دختر خوشگلم و بهم هدیه داد🎊وقتی دارم مینویسم اینو که جای بخیه هام هنوز خیلی درد میکنه ، وقتی میشینم بخاطر بیحسی نخاعی سر درد بدی دارم ، تازه امروز تونستم راه برم ، مامانم موقعیتش جوری بود که نتونست بیاد پیشم بمونه ، و حس میکنم تو دوره حاملگی برای دخترم کم گذاشتم💔 همه اینا رو مینویسم تا روزی که دردم کامل تموم شد ، دخترم از آب و گل درومد ، مامانم مشکلاتش حل شد و فهمیدم هرکسی ممکنه فکر کنه مامان بدی هست ، بیام و باز بخونم اینارو و بفهمم سخت ترین چیزا هم میگذره ، مثل لحظه اول بعد از زایمانم که گفتن راه برو ... خیلی دردناک بود ولی گذشت✅💞 امروز بیست و هشتم شهریور ماهه ، بیست رو از زایمانم و متن بالایی گذشته ، حالم خیلی خوبه😍کارای خونمو خودم میکنم ، کارای نی نی هم همینطور 😍 🥺♥️😍من یه مادر موفق هستم😍 دوست دارم ورزش رو شروع کنم که فعلا یکوچووولو خیلی خیلی کم شکمم و کمرم درد میکنه و بعد از درد و خونریزی چهل روزه حتما میرم باشگاه 😌💪🏻 توی این مدت همسرم خیلی حواسش بهم بود خدا خیرش بده♥️💕 امیدوارم روزی برسه که اندامم هم باز بتونم درست کنم💃🏻♥️
زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه!"جهنم من شوهرم و خانواده شن! من جهنمو توی این دنیا تجربه کردم"بی صبرانه منتظر اون روزی هستم که تک تک بابت دونه به دونه بدی هاشون تقاص بدن... میگن دعای نی نی سایتیا گیراست ومن اینو به چشم دیدم؛دعاکنید هرچه زودتر شاغل بشم وخونه دار بشم و بتونه دخترمو بیارم کنارخودم و بادخترم یه زندگی آروم رو تجربه کنیم؛من سنی ندارم این همه درد واسه من وبچه م زیادیه!خدایا دخترم وآینده مونو به دستای پرقدرت تو می سپارم؛زندگی وآینده ای پر از آرامش و خوشبختی برامون رقم بزن....دلم برای خود سابقم خیلی تنگ شده....چه زود دیر شد....
درمن یک تیمارستان وجود دارد یک تیمارستان با هفتاد تختخواب هفتاد تختخواب با هفتاد دیوانه و سخت ترین کار دنیا را من میکنم زمانی ک ازمن میپرسند خوبی؟ ومن باید یک تیمارستان هفتاد تختخوابی را ارام کنم و با متانت صادقانه ای بگویم بله امروز خیلی خوبم ....🤍دیدم ک برنداشت کسی نعشم از زمین..خود نعش خود به شانه گرفتم گریستم...🖤