2777
2789
عنوان

دلم تنگ شده+ شات

130 بازدید | 3 پست

حدود ۶ سال ایناست ک باهمیم . اول ب قصد آشنایی اومد . بعد اولش من ۱۶ سالم بود اون ۲۷ منو جدی نمیگرف بچه بودم. چون باهاش رابطه نداشتم دیدم با زنای دیگ رابطه داره . بعد بهش گفتم گف من و تو فقط رفیقیم . پای رفاقت موندم واقعا دوسش داشتم میخواستم باهاش ازدواج کنم . یادمه اوایل رفاقتمون میگف هر جور شده بهم میرسیم. میگفتم زن کس دیگ شم میگف زن منی . بعد هی گذشت با تموم محدودیت خانوادم باهاش موندم . یادمه دیر میومدم خونه مامانم دعوام میکرد ب گریه می‌افتادم ولی اون عین خیالش نبود . چقدر بخاطرش زجر کشیدم گریه کردم . مامانم وقتی فهمید باهاشم گرفت منو زد. من احمق من خاک تو سر مامانم بردم پیشش ک باهاش صحبت کنه رفیق بمونیم . من خاک تو سر احمق چیزی حالیم نبود . تا اینکه ب پاش موندم ازش خواستم جدا شم گفت شماره مامانت بده باهاش حرف بزنم . ب مامانم گف میام خواستگاری دخترت . ولی بازم زد زیرش.ولی کم کم دیدم وایسته من شده برام خیلی کارا کرد . ولی بازم نمیومد خواستگاری . تا پارسال برام خواستگار پولدار اومد بهش گفتم بیا جلو گف نمیتونم باید مادرم راضی شه . گف فرصت بده دادم . ۶ ماه گذشته هیچ کاری تکرد . هر کاری میکرد برام جز معرفی کردن من ب خانوادش دیروز بهش گفتم کات کنیم


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108