من زدم
البته اون هولم داد منم گرفتم زدم رو سینش با مشت و تو بازوش زدم و همزمان گریه میکردم و میگفتم آفرین بهت که زور بازوتو رو من امتحان میکنی عوضی غلط کردی هولم دادی بابام منو دست تو امانت سپرده اینجوری امانت داری میکنی نامرد
بعدشم تا ۲۴ ساعت به صورتش نگاه هم نکردم و بعد از ۲۴ ساعت به غلط کردن افتاد و گریه و عذرخواهی کرد بخشیدمش
این شد اولین و اخرین باری که دستش بهم خورد موقع عصبانیت