بچه های عموم هستن دوتا پسربچه ۹ ساله و ۷ ساله پدرشون زندانه مادرشون طلاق گرفته و صیغه میشه حاضر نیست بچه هارو بگیره حتی اگه ما خرجشونو بدیم مادربزرگم نگه میداشت تا حالا ولی به درسشون نمیتونه برسه الان که موقع مدرسه اس میگه ما نگه داریم ولی من و پدرمادرم هر سه شاغلیم این دوتا هم فوق العاده شر و شیطونن اصلا حوصله نداریم میایم خونه تازه با اینا سروکله بزنیم عمه ام هم نمیتونه ببره پرستاره خودشم بچه کوچیک داره بچه اونم هم مادربزرگم نگه میداره خیلی وقتا دوتا عموهای دیگه ام مجردن قراره از فردا بیارتشون خونه ما و ما اصلا حوصله و اعصاب نداریم چی کارشون کنیم ؟ از مادرش خیلی حرصم میگیره تمام خرج و زحمت بچه هاش رو انداخته گردن ما یه عید یه تولد یادش میوفته مادره چی کار میشه کرد که بچه هارو بدیم ببره ؟
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
مامانی کی میای تو دلم؟👶چشم انتظارتم...🤰و بالاخره ۱۷ اسفند ۴۰۴ بی بی چکم مثبت شد😭😍خدایاشکرت🌱مامانی تو قشنگ ترین هدیه ی تولدم شدی🎊🥹💕۲۴ اسفند ۴۰۴ رفتم دیدم قلب کوچولوت تشکیل شده،قربون قلب کوچولوت بشم🥹💓5 اردیبهشت تو سالم بودیو دکتر احتمال داد که یه گل دختری،امیدوارم به سلامت بغلت بگیرم مامانی🤱
نمیتونین پول بذارید روی هم با عمو ها ، پرستار بره خونه مادربزرگ تون از بچه ها نگهداری کنه؟ تا بابتشون بیاد. اگه هم فقط موضوع ذرسهست و یکم تربیتی، مشاور تحصیلی بگیرین
بدبخت اون بچه ها بهشون محبت کنید نگردارید پدرت حتما عموی خوبی هست که پناه داده شمام کناربیا ت ...
ببین من خیلی دوسشون دارن اونا هم آنقدر ذوق دارن میخوان بیان اینجا که نگو
ولی حرصم میگیره مادرشون تو گردش و تفریح باشه زحمت بچه هاش رو ما بکشیم من این دوتا رو دوست دارم از خون خودمن ولی حالم از مادرشون به هم میخوره نمیتونم این بخش قضیه رو تحمل کنم