یک شب، در فضای پر ایهام خواب و بیداری
که نیمی از هوشم رو خواب برده بود نیمی هنوز در اختیارم بود،
یاد یک جمله ای افتادم
که چندین سال پیش اول یکی از جزوه هام نوشته بودم:
«سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان زده،
گلی می روید شبیه آنچه در بهار دیدیم.
پس به نام زندگی، هرگز نگو هرگز.»
نویسندهش یادم نیست.