خونه پدرم هیچی نیست نه اول ماه نه آخر ماه
اینم بگم دارن ها ولی خرج نمی کنند از مثل گدا ها زندگی کردن خوششون میاد
نه مایع دستشویی دارن نه مایع ظرف شویی نه حتی قند نه چای
هیچی
ماهم کم میریم اونجا چون میرم باید خودم پرداخت کنم مثلا پول سیب زمینی اینا
یا از خونه می برم اونجا .ولی اخم تخم می کنند
ولی به خاطر دخترم میرم
ولی مشکل اینه خواهر من مشکل گوش و شنوایی داره از اول هم سمعک به درد نخور داشت و از این پشت گوش ها بود اونم نمی انداخت
الان هم کلا خراب شده
عملا هیچی نمی شنوه .باید داد بزنی
من پول دارم ولی در حد هشت میلیون نیست .ولی قسطی می توانم بخرم
جالبه خواهر دیگه م داره خودش شاغله .هر روز دو تومن سن تومن لباس می خره از جای گرون
یه بار هم گفتم گفت وظیفه پدره بخره
خوب لامصب اون نمی خره دختر جوون بیست ساله عملا نمی شنوه
خیلی ناراحتم