راجع ب نامزدم گفتم دهن لق چندروز گیرداد زنگ بزن خواهرام بروخونشون باهاشون گرم بگیر گفتم سرفرصت مناسب میرم خونشون، چندماه نامزدشدیم منویبارخونشون دعوت نکردن بعدنامزدم میگ گررم بگیر!! گفتم تاجایی ک من متوجه شدم اونا منو ب عنوان عروس اصلا قبول ندارن همه چیزدوطرفه رفته ایناروگفته ب خواهراش وخانوادش ای خدا دارم دق میکنم اخه ب اینم میگن شوهر نخودتودهنش خیس نمیخوره اونقدرمنوبدنشون داده جلوخانوادش فکرمیکنم الکی دارم ادامه میدم ازالان ایطوری فردا عقدکنم بدتر میشن