امروزرفتیم بانک چشمش به یه خانم افتاد چشم ازش برنداشت دوباره برگشت یه نگاه ریزی کرد منم کنارمیزرییس نشسته بودم چون پسریک سالم دستش بود گهگاهی بهشون نگاه می کردم خانمه طفلک چادری بود وباحجاب تقریبا ولی زیبا بود ولی ازدرون ازشوهرم سرد شدم بعد توماشین بهش گفتم تودیگه انتخابت کردی ومثل مردای سنگین دوست دارم رفتارکنی من جای خانمه خودم یه لحظه گذاشتم خجالت کشیدم وحس خوبی نداشتم بعد شوهرم میگه فک کردم آشناس توزیادی حساسی ودیگه باهات اینجورجاها نمیام دیگه تصمیم گرفتم تا می تونم پولا ش خرج کنم واصلا واسش دلسوزی نکنم چون خیلی هواشودارم بااینکه اعتیادم داره دیگه دوسش ندارم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
اعتیاد و حیانت اصلا قابل بخشش نیست قطعا من گرفتار شم تحمل نمیکنم اسم بیماری رو تهش گذاشتن که ذهنیت ...
شوهرم خیلی دقتش بالاس مثل تا رنگ شال یه خانم یادشه بعد مثلا میگه فلانی دیدی منم میگم گندشون نکن برام مهم نبود که بخوام نگاه کنم اینوکه می گم دیگه به فکر فرو میره که کارش اشتباه بوده دوستان اگه می تونین راهی جلو پام بزارین راهنمایی کنید