بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دیگه بعد از اونم هیچ وقت دلم نیومد حیوان خونگی بیارم
کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونه مو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره.نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجا مو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمی گیره 🍀
با اجازه استارتر،دوستان باید چیکار کنم که تاپیکام مشخص نباشه ؟دوست بیشعورم اتفاقی نام کاربریم رو فهمید تاپیکام رو خونده،تاپیک نزدم چون باز ممکنه بخونه ،اصن از چشم افتاد انقد کنجکاوی میکنه شایدم دیگه باهاش ارتباطموقطع کنم
داداشم برای ی برج خلیفه نور پردازی میکرد.برنامه نویسه.ولی خیلی بی احساسه.گربه رو گرفت ۲ماهش بود.اصن خوب نگه داری نمیکرد.۱ ماهه رفت دبی.گربه رو داد دست ما.قرار شد اومد برسد گردونم.ک دیگه وابسته شدیم و بر نگردوندیم.داداشمم ک از خداش بود هیچی نگف.ادوسال گذشت که دیدیم نیکو هی سینش خس خس میکنه،فردا شبش ساعت ۳ بردیمش بیمارستان مستقیم بردن i c u گفتن اوضاعش خیلی وخیمه و از بین هر ۱۰۰۰۰ گربه تو جهان یکی این مریضی قلبیو داره.که اونم گربه مظلوم ما بود🥺🥺فرداش بردیمش بهترین بیمارستان تهران.بیمارستان پایتخت.بهش آنژوکت زدن و تا شب بستریش کردن.گفتن پرده دیافراگمش پاره شده و آب وارد ریش شده.آب ریش رو کشیدن گفتن ببرید فردا بیاریدش ولی آرد آنژوکت دارو هاش رو تزریق کنید.صبح پاشدیم داروهاش رو زدیم و نیکو رو گذاشتیم تو بالشتش...دیدیم نیکو از دهنش خون اومد.به دکترش زنگ زدیم گف مشکلی نیس کاوش زخم شده با سرنگ بهش اب بدید(میخواستم تشنه نمیره بچم)آب دادیمو دیدیم یهو نیکو از رو بالش پرید افتاد زمین.انگار بهش شوک وارد کردن.سه تا نفس عمیق کشیدو....تموم کرد.زندگیش خیلی زود تموم شد...اون باید بیشتر زندگی میکرد.😭😭😭