2777
2789
عنوان

من مادر بدیم؟

| مشاهده متن کامل بحث + 1039 بازدید | 63 پست

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

اینکه نفرستادیش پیش دبستانی و شبا براش گریه میکنی بله غیرطبیعی هست. یکم زیادی نگرانید

خیلییی نگرانم باورت میشه استرس خودمو داغون کرده 

تو هیچ موردی تو زندگیم ضعف ندارم جز دوری بچم

گاهی ناخواسته قضا وت میکنیم بعد در همان موقعیت قرار میگیریم اما نمیدانیم چرا.....

خدا به داد عروس ایندت برسه

من دخترم پیش دبستانی میره خیلی مستقله از همین دیروز که روز اول شروع بود خودش با سرویس رفت و برگشت 

من یه زن خیلی خوشبختم تو روزهای خوب زندگیم هستم ولی منتظرخوشبختی بیشتر و روزهای بهترم.......
بخدا نمیدونم اصلا اعتماد ندارم جایی بذارم ب جونم بستس  چشمام یک ساعت نبینش دق میکنم خونه مامان ...

ای بابا به این فکر کلی چیز یاد میگیره دوست پیدا میکنه وقتی اون مدرسه هست تو خودت با یه کار سرگرم کن تا زود بگذره برات

منم نگرانی پیش از حد دارم کلا میخوام بچه هام از کنارم تکون نخورن ترس از دست دادنشون رو دارم میترسم تنها جایی ببرمشون که گم بشن یا یکی اونا رو  بدزده 😭😭😭😭😭

پولی که ما شب خرج میکنیم صبح از تو دهن شیر درمیاریم پس جلو ما با پول بابات قیافه نگیر😏😏

کاملا طبیعیه.منم دقیقا همین طوری بودم یعنی اگه شاغل نبودم تا زنگ آخر توی حیاط مدرسه اش میموندم تا کسی اذیتش نکنه.ولی بعد از یه مدت عادی میشه تقریبا.البته الان که کلاس دومه باز کمی استرس دارم 

خدا به داد عروس ایندت برسه من دخترم پیش دبستانی میره خیلی مستقله از همین دیروز که روز اول شروع بود ...

گاهی ب این موضوع شده فکر میکنم که ی روز بزرگ میشه میخام چیکار کنم اما همش میگم خودش کاراشو کامل انجام میده نگران چی هستی .اما ب نظرم واقعا مادری ک ی پسر داره تک فرزند صد درصد عروسش اذیت میشه از دستش 

گاهی ناخواسته قضا وت میکنیم بعد در همان موقعیت قرار میگیریم اما نمیدانیم چرا.....
خدا کنه چون نمیخام بچم اذیت بشه و باعث بشم سختگیری کنم پسر هم هست تو مخش دوسندارم برم

منم مثل شما بودم تا سه روز اول همش زنگ میزذم مدرسه مدیرشنیگفت بابا مواظبشیم دیگه روم نشد زنگ نزدم ولی بعد ده روز عادت کردم

آرزومه وزنم به۴۸برسه برام (صلوات) بفرستین دوست جونیام منم برا همتون میفرستم ...  وزن الانم ۵۰ولی شکم و پهلو دارم  
بخدا نمیدونم اصلا اعتماد ندارم جایی بذارم ب جونم بستس  چشمام یک ساعت نبینش دق میکنم خونه مامان ...

خوب بچه بیچاره یهو چجوری ازت جدا شه بره بین 600 نفر؟! حداقل دو بار ببر مدرسه رو نشونش بده. تو کلاساش راه برین. تا الان باید از هم جدا میشدین. این حد از وابستگی اصلا طبیعی نیست 

کاملا طبیعیه.منم دقیقا همین طوری بودم یعنی اگه شاغل نبودم تا زنگ آخر توی حیاط مدرسه اش میموندم تا کس ...

چ خوب چ حسیخوبی بهم دادی با جملت  

گاهی ناخواسته قضا وت میکنیم بعد در همان موقعیت قرار میگیریم اما نمیدانیم چرا.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز