من به جزء برگِ مو با برگِ کلم سفید و فلفل دلمه ای و گوجه درست می کنم،،گوشت هم لازمه،،چاشنیش سبزیش و سسشه.
هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....//خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
من دلمه رو اینجوری درست میکنم به سبک خودم خودمون که خیلیییی دوست داریم.تویه دلمه گوشت چرخی برنج ولپه وکمی شوید همه رو میچینم تو قابلمه بعد تو یه ظرف دیگه روغن میریزم ربو بهش اضافه میکنم یکم تفت میدم و روش اب میریزم واضافه میکنم رودلمه ها شعله رو خیلی کم میکنم تا بپزه به نظر خودم که عالی میشه این دلمه برگ انگورهست
پیاز داغ میکنم چرخکرده رو اضافه میکنم ( چرخکرده مرغ و سویا هم میشه ) خوب تفت بخره لپه و برنج و سبزی معطر ( نعنا _ ترخون _ مرزه _ گشنیز ) اضافه میکنم تفت که خورد نمک و فلفل و زرد چوبه و رب و اضافه میکنم یه فنجون آب میریزم درشو میبندم آبش کشید دلمه رو میپیچم میچینم تو قابلمه با یه کم آب دم میکنم
من ربِ گوجه فرنگی رو با یه کم روغن تفت میدم تا مزه ی خامیش بره،،بعد بهش سرکه و شکر اضافه می کنم که ملس بشه،،آب جوش اضافه می کنم می ذارم با زعفران دم کرده و فلفلِ سیاه و یه کمم زرد چوبه بجوشه،،هی قوام میاد همون می شه سسِ دلمه.
هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....//خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//