مادر من یه خانم مسن بیدست و پاست، که اصلا حرف گوش نمیده مگه حرف پسرش، یعنی از اون میترسه.الان چهل روزه مریضه ، بی اشتهایی و درد و از این حرفها، هر کاری کردیم نرفت دکتر ,اخر سر زن برادرم بردش دکتر و ازمایش اینا نوشتن ولی ماجرا از این جا شروع میشه که به غیر داروهای دکتر هی خودش دارو و سرم و از این چیزا میاره که نمیدونم داییم گفته و ما بهش مشکوک شدیم، امروز خواهرم مدارک رو برده به یه دکتر نشون داده و گفته که نه این داروها رو نخوره و یه چند تاداروی دیگه داده. الان شب برادرم اومده که نه اون ازمایش بعد زدن سرم بود و درست نیست و چرا خودسر بردن به یه دکتر دیگه...منم موندم این وسط هاج و واج
راهکار درستی اگه بنظرتون میرسه بگین لطفا