2777
2789
عنوان

درد و دل کنیم؟🥺

123 بازدید | 8 پست

دخترا مامان بزرگم که در اصل نامادری مامانمه به مامانم گفته حواست باشه مدیر مدرسه راحیل اینا رو دوست پسر حساسه

و مامانم هیچی بهش نگفته

خییلی ناراحت شدم که این حرفو در مورد من زد چون من هیچوقت اهل این چیزا نبودم از طرفی انتظار داشتم مامانم ازم دفاع کنه اما هیییچی نگفت

چند روز بعد مامانم اومد برای من تعریف کرد که این حرفو درموردم زدن 😢

این حرف مال دوسال پیشه

چند روز پیشم بابابزرگم به مامانم گفته چرا راحیل با پسر عموت رقصیده

اخه تو یه کشتی تفریحی بودیم همه میرقصیدن دی جی زنده داشت و منم رقصیدم از قضا پسر عموی مامانم که ناگفته نماند همسن مامانمه و مجرده کنار من داشت میرقصید 

و بازم مامان من سکوت کرد و اومد برام تعریف کرد:)

میدونم نباید به این چیزا اهمیت بدم اما این حرفا تا مغز و استخونمو میسوزونه

منی که پاکم و تا حالا با هیچ پسری نبودم..

حتی بابابزرگم نمیزاره با پسر عمم حرف بزنم میگه شما دیگه بزرگ شدید و اون پسر خوبی نیست

پسر عمه ای که مثل داداشم میدونمش و با هم بزرگ شدیم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کلا پیر مرد پیرزنا طرز تفکرشون همینه هرچی هم بگید همینن بشنو و مثل مامانت تحویل نگیر 

به نظرم چون مامانم همیشه سکوت میکنه و هیچی نمیگه اونا هم جرعت میکنن که یه همچین حرفایی رو جلوی مامانم به من بزنن

حتی داییم همیشه بهم گیر میده رژ لب نزن یا اینکه با چادر برو بیرون

در حالی که من خودم پدر و مادر دارم و اونا هم راضین

با داییم دعوام شد سر همین چیزا و بازم مامانم که از داییم بزرگتره اصلاا نگفت که دختر منه تو چیکار داری 

برعکس به من میگفت زبون درازی نکن

خب مادرت تذکر بده که من دخترمو میشناسم چرا سکوت میکنه

نمیدونم امروز که مامانم اینارو واسم تعریف کرد گریم گرفت بهش گفتم تو چرا هیچی نگفتی گفت دلم خواست هیچی نگم :)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792