2777
2789
عنوان

امروز با دیدن یه صحنه بهم ریختم

272 بازدید | 8 پست

امروز صبح خیلی با انرژی پا شدم ورزش کردم صبحانه آماده کردم همسرمو راهی کردم 

بعد خونه ما نزدیک دادگاه خانواده هست با دخترم داشتم می رفتم خرید کنم برای خونه 

صبح ده اینا بود .دیدم یه زن چنان زجه ای میزنه یقه یه مردم گرفته بود می گفت چی کم گذاشتم برات .که خیانت کردی .به پهنا صورت اسم می ریخت مرد هم فقط می گفت ساکت صداتو شنیدن .ساکت 

یعنی این اتفاق منو فیدبک داد چند سال پیش و خیانت شوهرم 

من امروز وقت آرایشگاه داشتم و رنگ موو اصلاح ابرو و خرید لباس 

با چنان حال بدی اومدم خونه 

هیچ جا هم نرفتم غذا هم نخوردم کلا بی انرژی کف خونه افتادم 

انگار به اون روز ها برگشتم حوصله هیچ کس رو هم ندارم 

شوهرم هم چند بار زنگ زد دادم دخترم حرف زده 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

آره خیلی بهم ریختم  انکار همین تازگیا اتفاق افتاده  گفتم آرایش کنم برای کی

خیانت مثل یه زخم که هیچوقت خوب نمیشه،دردش همیشه هست،اما شاید گاهی یادت بره،ولی دردت که بیاد یادش میافتی

متاسفم خانمی.تو این دور و زمونه غم و اندوه زیاده روزی نیست که پاشی خبر بد نشنوی حالت بد نشه اشک نریزی اما آدم دلش خوشه به خانوادش به همسر و بچه هاش پدرمادرش.حالا اگه این دلخوشی هم متلاشی بشه دیگه خیلی سخته.شما یه دلخوشی تو زندگی رو از دست دادی ولی مطمعنم خیلی قوی تر از این حرفا هستی چون یه زنی.زنها خیلی قوی تر ازین حرفهان.پاشو و پرقدرت به زندگیت ادامه بده به دلخوشی های دیگه ی زندگیت فکرکن و به روزهای بهتر فکرکن عزیزم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دلم درد میکنه

werwer | 37 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز