2777
2789
عنوان

میخام بزودی برم سر خونه زندگیم

200 بازدید | 8 پست

سلام روزتون بخیر😍😍😍

خدارو شکر بعد از خون دل خوردن فراوون خونمون اماده شد،میخایم ده روز دیگ برم سر زندگیمون و شروع زندگی مشترک و مستقل😍

شوهرم سی و دو سالش بود که بامن ازدواج کرد

بسیار ادم ریز بینی بوده سر ازدواج واسه همین زمان برد تا کیس مناسبش پیدا شه

الان که سی و سه سالشه از بچگی خرج خانوادشو داده بود هیچکسو نداشتن هیییییچکس،خودشون تنها ،پدرشم ک مرده بود،خلاصه هر جور بود سر کردن و سپری کردن زندگی رو،من تنها دختری بودم که بخاطرم قبول کرد زندگی مستقل داشته باشه،الان ک میخایم بریم سر خونه زندگیمون بعضی موقع ها مِنباب درد دل پیشم گریه میکنه میگ یاد خاطراطم با مادرمو برادرم میوفتم (احساساتیه)

ایا طبیعیه این واکنش هاش؟بهم گفته بود قبلا سختم بود جدا بشم از خانوادم الان برام عادیه تقریبا

ممکنه وقتی انقده احساساتیه بعدا پشیمون بشه و برگرده پیش خانواده اش

مراقب باش

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                

حق مسکن ازش بگیر

بعدا مث من نشی

زنی را می شناسم من*که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن؛درون آشپزخانه*که می گوید پشیمان است*چرا دل را به او بسته؛کجا او لایق آنست؟*و با خودزیر لب گوید:گریزانم از این خانه*ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟!* زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته*قدم هایش همه خسته*دلش در زیر پاهایش*زند فریاد:دگر بسه!"جهنم من شوهرم و خانواده شن! من جهنمو توی این دنیا تجربه کردم"بی صبرانه منتظر اون روزی هستم که تک تک بابت دونه به دونه بدی هاشون تقاص بدن... میگن دعای نی نی سایتیا گیراست ومن اینو به چشم دیدم؛دعاکنید هرچه زودتر شاغل بشم وخونه دار بشم و بتونه دخترمو بیارم کنارخودم و بادخترم یه زندگی آروم رو تجربه کنیم؛من سنی ندارم این همه درد واسه من وبچه م زیادیه!خدایا دخترم وآینده مونو به دستای پرقدرت تو می سپارم؛زندگی وآینده ای پر از آرامش و خوشبختی برامون رقم بزن....دلم برای خود سابقم خیلی تنگ شده....چه زود دیر شد....

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز