سلام عزیزم
چی بگم والا پسره هم منو دید مامانشم دید،
ولی قبلش من به دوستم گفته بودم بره بهش بگه که من علاقه دارم بهش، اونم گفته بود من اهل عشق و عاشقی نیستم، بعدشم آخرش الکی فک کنم گفته بود رل دارم.
بعد شب عروسی اومد به پیج خودم پیام داد گف سلام خوبی شبت بخیر.. این دوستت کشت منو نمیدونم خودت بودی یا دوستت ، منم گفتم نه من نبودم، بعد دیگه سین نکرد الان یک هفته هست که سین نکرده.
روز پاتختی هم من نرفتم چون همشون خانمای سن بالا بودن بعد مامانش منو پرسیده بود که چرا نیومده و...