ترم اول اینجور بود بعدش دیگه نزاشتم دوریمو حس کنن هر هفته خونه بودم اخر هفته ها کارشناسی دانشگاهم با شهرمون یک ساعت و نیم فاصله داشت ارشدم یه شهر دیگه بود ۴ساعت فاصله داشت من اخر هفته ها همش خونه بودم هر چند رفت و امدم سخته ولی نمیتونستم نیام
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حالا هر هفته هم نتونستی دو هفته یبار میتونی بری خونه البته بستگی به کلاسات دارن من چون ارشد دو سه روز در هفته فقط کلاس داشتم می صرفید که بیام خونه ولی اگه تا خود چهارشنبه کلاس داری سخت میشه