میدونم تایپک تکراریع ولی جالب و جذابه
حس و حال و خاطره و از جذابیت اون روز بگو
برا خودم
عقدمون ساعت یک ظهر بود بعد از عقدمحضری رفتیم دوتای همبرگر خوردیم بعدم رفتیم اتلیه عکس گرفتیم
لباس هامو عوض کردم رفتیم خارج از شهر ی مجتمع تفریحی داستان از توهمون ماشین شروع شد یکم شیطنت بعدش رفتیم تو مجتمع ی کافه کلی صحبت
بعدم رفتی ک بریم سمت خونه ما
من قبل عقد ب حامد گفته بودم ک دوست ندارم شب عقد بمونی خونمون چون از بابام خیلی خجالت میکشیدم
حامدم میدونست ک قرار نمونه رفت سمت ی هتل
ی هتل خفن با پول زیادی کلید ی اتاق برا چند ساعت گرفت پول یک روز کامل فقط برا دو ساعت چون تازه عقد کرده بودیم از تیپون مشخص بود زن و شوهریم ولی شناسنامه ها مونده بود محضر تا ثبت بشه بخاطر همین سخت بود گرفتن اتاق بقیش هم ک منشوری میشه
ولی اون شب خیلی جذاب بود
اینم خاطره روز عقد خودم