2777
2789
عنوان

کار مادرشوهر

154 بازدید | 4 پست

سلام خانمها رفتم خونه مادرشوهرش سر ناهار پدرشوهر و مادرشوهر پاشون درد می‌کنه بالای مبل غذا میخورن پدرشوهرم بهم گفت کاسه خورشت رو میدی دادم بهش گفت اون رو بزار برای خودت بعد چند دقیقه مادرشوهرم گفت اون کاسه خورشت رو میدی بهش دادم پیش من دیگه خورشت نبود پدر شوهرم گفت اون کاسه خورشت رو بده پیش عروس من و تو باهم میخوریم با حرص صدام کرد کاسه رو بگیر هرچی پدرشوهرم می‌گفت این کاسه رو بگیر نمی‌گرفت می‌گفت گوشت رو بگیر زمر می‌رفت براش آنچنان کاسه خورشت رو به میز کوبوند که پدرشوعرم بهش گفت این اخلاقا رو نداشته باش اول کاسه خورشت رو میندازم حیاط بعد تو رو میندازم خیلی ناراحت شدم یعنی حساسم من

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حالاسن شون بالا رفته دیگه حوصله شون کم شده یچیزی گفتن تو به دل نگیر

این یعنی اوج رقابت مادرشوهر نسبت به عروس رو می‌رسونه الان اگه شوهرش می‌گفت کاسه رو به دخترش هم همین کار رو میکرد





ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792