میگن مردن ترسناکه
میگم نه چرا ترسناک باشه
دنیا چی داره که ادم بخواد برای زنده موندن توش عزا بگیره
من اگه همین الان بیوفتم بمیرمم راضیم برام مهم نیست
ترسی ندارم
مردن مثل خوابه هیچ درکی از زمان نداری
اما با گذشت زمان
پختگی
و بالا رفتن سن فهمیدم
مردن ترسناک نیست درسته
اما زندگی خیلی چیزا داره
فقط اون موقعی که من اون حرفارو زدم عینکم خیلی کثیف بود و دنیارو تیره و تار میدیدم
بعدها فهمیدم با مردن من نه چیزی حل میشه نه چیزی کم
همه به زندگی هاشون ،عشق و حالشون،لذتا و خواسته ها و هدفاشون ادامه میدن
و در نهایت این تنها منم که نیستم
پس چرا همیشه منتظر موندن باشم
چرا نترسم از مرگ
میترسم
چون من زندگیو با تموم سختی هاش دوست دارم
چون سختی ها بهم یاد میده چیزاییو که میخوامو محکم تر به چنگ بیارم و رها نکنم
میخوام بترسم و زندگی کنم
مراقب قدم بردارم
بیشتر لذت ببرم و کمتر غصه بخورم
زندگی درک همیناست