نه اصلا اینطوری نبوده زندگیش مادر شوهرش که مادر بزرگ نامزدم میشه عین پروانه دور سرش میچرخه ولی نمیفهمه چونکه لیاقت نداره ماهی یبار فقط میره خونه مادر شوهرش
ولی از بس خوبه همون مادر بزرگه من عوض اینکه برم خونه اینا هر روز با نامزدم میریم بهشون سر میزنیم ولی علاقه نداریم بریم خونه مادر شوهرم
واقعا یه اعجوبه جادوگریه که همتا نداره روزش با جادو و دعا نویسی میگذره همه خونش یه دعا گذاشته الکی میگه دعای دزد و دعای گرمی خانواده هست