دلم گرفته بود دو روز بود اخه تعریف نمیکنم خودمو من تو یه خانواده فقیر بزرگ شدم خیلی از چیزایی که خواستم بخاطر پول ارزوش موند رو دلم الانم توقعی از شوهرم ندارم چون اونم وضعش خوب نیست حالا من تو همه شرایط کنارش بودم تو بدی هاش بیشتر تو خوبی هاشم مامانش و خواهراش بیشتر
طلاهایی که بابام داده بودم فروختم ماشین خرید برا خودش حالا بماند اینا من یه هفته پیش از ۳۰۰ تومن پول خواستم برم ارایشگاه نداد که فلان و بهمانه بدهی دارم حالا دیروز برای دختر خواهرش ۵۰۰ داده مموری و یه هدفن میگم مال ما خار داره میگه اون بجس حالا بچه خودش لباس نداره بپوشه دلم گرفته بود شب تا صبح گریه کردم بخدا بدون صدا بود پاشده پتو رو داده دستم برو تو حال بخواب تا اخر عمرتم گریه کن دو شبه تو حال میخوابم با بچم اصلانم دلم اروم نمیشه مگه منم انسان نیستممگه منم قراره چند بار به دنیا بیام