خانوما شوهرم جلو خانوادش خیلی بی محلم میکنه .. تا خونه خودمونیم یه سره باهام حرف میزنه همش میگه بیا پیشم بشین همش میگه نگام کن و... وایییی همینکه میریم خونه باباش تا جلو در خوبه از در ک میریم تو انگار دشمن خونیشم هر جا بشینم اون میره دورترین نقطه ازمن میشینه بزور جوابمو میده باهاش حرف میزنم نگام نمیکنه حرف میزنع بع همه نگا میکنه روشو ازم برمیگردونه اونقدر ک چند روز پیش خواهر شوهرم گفت بچه بیار تا باهات حرف بزنه ... ولی همینکه از در خونشون میایم بیرون دوباره عوض میشه در حدی ک از پله ها میخوایم بیایم پایین میگع بیا کولت کنم انکار نه انگار این همون آدم چند دقیقه قبله هر چی هم بهش میگم فایدع ندارع
همین کارش خوبه ، سعی نکن تغییرش بدی ، تجربه ثابت کرده تا خانواده شوهر بفهمن پسرشون با زنش خیلی خوبه میگه میخنده عاشقشه و ب حرفشه ،، یکاری میکنن ک ازهم دورشون کنن و بینشون دعوا ودپری میندازن
من حسابم ز همه مردم این شهر جداست ، من امیدم ب خدا ،،بعد خداهم ب خداست