سال ۱۴۰۰عروسی کردم
از همون اول بخاطر مشکلم جلوگیری نکردم چهار ماه بعد باردار شدم توی پانزده هفته سقط شد
نه بعدش باردار شدم توی ۱۸هفته سقط شد
خونریزی و درد زایمان کورتاژ سینه هایی که پر شیر بودن و زجه هایی که من توی زایشگاه زدم
تحمل همه چی هزار کوفت و زهرمار دیگه شوهرم میره قلیون میکشه من این زندگی رو نمیخوام این زندگی رویای من نبوده و نیست دلم خیلی پره خدایا من که به این زندگی راضی نیستم تو نباش منو ببر پیش خودت😭😭😭😭😭😭😭😭