دور از جونت
اینا که فانتزی بود
چون سرطان انقدر رمانتیک نیست که تو فیلما نشون میدن
خاله ام چند ماه اخر عمرش رو به حدی زجر کشید که ارزوی مرگ داشت یک طرفش ورم شدید داشت یک طرف بدنش مثل چوب شکننده و لاغر بود سه ماه غذا نتونست بخوره اگه اب هم می خورد دل و رودش بالا میومد از شدت زیاد همیشه گلوش و دهنش زخم بود راه نمی تونست بره ...
خدا نیاره