2777
2789

من ده ساله بودم مامانم من رو برد. خونه یه. همسایه. بعد. خودش. یه. دفعه. بیرون. رفت. من. منتظر شدم. دیدم. نیومد. یه. دفعه. دیدم. همسایه. آمد کنارم نشست دستی. تو موهام. کشید. گفت. چه. موهای. قشنگی. داری. و بعدش. کناری. زد. موهام. رو. و. گفت. بذار برایت. درستش. کنم. شونه. برداشت.  همه. رو عقب شونه. زد. با یه. روبان. یا کش. بست. طوری که. لاله. گوشم. بیرون باشه. بعدش دیدم‌ با انگشت. نرمی. گوشم. میماله هی خنده. ام. میگرفت. ولی. چند دقیقه. بعدش. دخترش. که.  بزرگ. بود امددداخل.   دستش. سوزنی. نخ کرده. و ضخیم. چشمان. بد نبینه. همه. این نازرو نوازش. ها. برای. سوراخ. کردن. گوشم‌‌بود. چون. تو اون سن. هنوز.  گوشم. سوراخ. نکرده. بودن.  مامانم. با این بهانه. من آورده. بود و چون. خودش. دلش نداشته. رفته بود بیرون. من هم. هرچه. مقاومت. کردم. زورم. نرسید. و مادرو دختر. محکم. تو بغلشون. گرفتن.  گوشم‌‌رو‌نخ.  کردن بعدش.  دیدم. مادرم. آمد. ولی. دیگه.  کار از کار گذشته.  بود. چنان. نخ. گره. زده بودن. نمیشد باز کنم. این هم. خاطره. من. خخخخبرای کی. این. طور شده. تا حالا 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  15 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  14 ساعت پیش
توسط   خاتون868  |  3 ساعت پیش