دیشب گفتم که میخوام برم شیرینی خرمایی هامو بفروشم
یه کار فوری واسم پیش اومد نتونستم برم🥲خیلی ناراحت بودم تاامشب که به نامزدم گفتم که اینطوری شده از بسته بندی هام واسش عکس و فیلم فرستادم خیلی خوشش اومد سه تااز بسته های ۹ تاییروخودش خرید گفت ایناروواسه من بزار کنار😍😍یکی شو واسه مامانش میخواد یکی شو یکی از دوستاش اون یکی روهم گفت خودم میفروشم
شاید چیزکوچیکی به نظربرسه ولی بخداانقدر خوشحالم دارم بال درمیارم
هیچی بهترازاین نیست ادم یه حامی داشته باشه:))))))