نمیدونی چقد دلتنگتم ...
چند روز پیش ازکنار کافه دوستت رد شدم به سرم زد برم حالتو بپرسم ولی نشد از دور چن لحظه دوستت رو نگاه کردم بهش حسودیم شد من میمیرم واسه شنیدن صدات ولی اون هروقت بخاد بهت زنگ بزنه؟؟اصن امیرم نه بقیه آدما همکارات دوستات همسایه هات به چه حقی اونا میتونن هر وقت خواستن ببیننت ولی من نه؟مگه من کم دوست دارم ؟کم میمیرم برات؟برو لیست تماس گوشیت روببین به چند نفر زنگ زدی؟شماره ی منو اصن داری؟چرا من تو مخاطبات نیستم؟؟حتی یه عکس از من تو گالریت نیست من دلم از همه ی اینا میگیره از اینکه هیچیت نیستم..ازاینکه نسبتم باتوصفره....ولی من یه روزی بیخیال همه چی میشم بیخیال اینکه زن و بچه داری میشم و بهت زنگ میزنم وبهت میگم
هیچی انگاری هیچی ندارم بهت بگم بعد از این همه سال جز دوست داشتنت هیچ حرفی ندارم که بهت بگم....هیچوقت هیچکس به اندازه ی من دوستت نخواهد داشت این تو و این بقیه آدم ها.....