ببين حق با منه يا اون
٧شب رفته با دوستش ك حساب كتاب بگيره ويزيتوره بعدش منو نبرده بيرون گفت ميام ميمونم خونه مادرت با تو بعد با اخم و تخم اومده گفته خواهرم خونه تنهاس ميرم من فردا ميريم بيرون جلو مهمونامونم اخم تخم صبح هم ن زنگي ن پيامي گفت رفتم دنبال كارام ي دعواي حسابي كرديم سر بد قوليش اين پدرشم اينجوري بود ميترسم اينم اينجوري بي توجه بشه