به خودم نوید داده بودم قبل اذان صبح از خواب بیدار میشم دعا میکنم برای شفای مریضم مثل دیشب
بعدش میرم همراه بقیه پیاده روی اربعین اونقدر توی هر قدم قسمش میدم تا شفاشو بگیرم
ولی حالا من موندم ...
نه بیدارشدم نه رفتم
دلم خیلی شکسته منو نخاستن
ولی من از در این خونه نمیرم اینقدر پشت در میشینم تا صاحبخونه دلش به رحم بیاد