اولش چای خرما دادن دیگه هیچی ندادن اره ما واسه شکم میریم روضه ولی نه جدی زشته وضع همشونم خوبه میتونن آخرش یه شربتی شیری چیزی بدن تموم که شدهمه دو دقیقه موندن انتظار پذیرایی داشتن نگاه همدیگه میکردن ولی دیدن خبری نیس پاشدن
آنکه از شرم گنه باید کند غیبت منم توچرا جور گناهکاران عالم میکشی
دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......