دریا همینجوری خاطره میگه.
باورت میشه وقتی هایی که میرفتیم باغ بابابزرگم بقیه بچه ها بابابزرگمم میومدن دیگه ما بچه ها شبا توو ی اتاق میخوابیدیم دیگه اونا میگفتن دریا تو بیا واسمون قصه بگو من نصفشو میگفتن وقتی خسته میشدم میگفتم بسه بقیه شو فردا شب میگم تا الانم همینطوری قصه میگم نصفش امشب بقیه ش فرداشب