۲
میگفت اگه بخوای جدا شی فیلمی ک تو بچگیت ازت گرفتم رو پخش میکنم
گذشت ی روز دیدم با استرس اومد خونه و گفت تو ی دعوا در ماشینم کنده شده و پول ندارم درستش کنم بابام بفهمه برام بد میشه من احمق النگومو از دستم درآوردم و گفتم ببر ماشینو تعمیر کن(ی چیزایی بلغور کرد منم ک بچه بودم باور کردم الان ک فکر میکنم متوجه شدم سر دعوای ناموسی این بلا سرش اومده)
کلی هم جلو خونوادش پنهون کاری کردم تا متوجه نبود النگو نشن
گذشت و گذشت عید بود رفتیم خونه عمش عیددیدنی پیاده شد از ماشین بره وسیله بخره منم پنهونی رمز گوشیشو دیده بودم گوشیشو باز کردم و دیدم بلهههه داره بهم خیانت میکنه وقتی اومد ب روش آوردم کوبید تو دهنم گفت اکانتم دست دوستمه اون با اکانت من با دخترا در ارتباطه