من خودم با مادر شوهر و پدر شوهر و برادر شوهرم ی جا زندگی میکنیم دیشب دور هم داشتیم فیلم نگاه میکردیم بعد شوهرم دستشو انداخته بود دور کمرم باهم داشتیم نگاه میکردیم ی دفعه ی جای فیلم داشت میگفت هر زنی دوست داره تو خونه خودش زندگی کنه و وسایل خونشو خودش بچینه و خیلی سخته کنار مادر شوهر زندگی کردن یه دفعه نمیدونم چیشد شوهرم بوسم کرد گفت ببخشید با بغض گفت🥺 منم خررررر ذوق شده بودم مادر شوهرم اینام اینجوری شده بودن قشنگ😐 آخه کلا واسشون عجیبه مادرشوهر و پدر شوهرم اصلا اهل محبت اینا نیستن ولی شوهرم خیلی مهربونه و خیلی عشقولانه رفتار میکنه باهام😍رفتیم اتاقمون کلی شوهرمو بوسش کردم گفتم چیشد بهو اونوجوری شدی گفت ازت خجالت کشیدم ک عرضه ندارم ی خونه برات بگیرم کلی شرمندش شدم و گریه کردم🥲
جان مادر بعد از ۴ سال انتظار آمدی 😍خداوندا به کدامین ثواب مرا لایق زیباترین احساس،بزرگترین نعمت و با شکوه ترین لحظات دانستنی.... خداوندا بگذار در این احساس زیبا بمانم ،بگذار شاهد تولد دوباره خویش باشم ....بگذار آرام باشم ...ب کدامین ثواب مرا اینگونه عاشق کردی ...فاش میگویم این حس را تاکنون لمس نکرده بودم ...اینگونه عاشقی کردن را خودت ب من آموختی...احساس خودت ب تمام بنده هایت ...آری حس مادری ام را میگویم