کمپ نه کلینیک ترک اعتیاد
اون سال ها مد بود میگفتن بیاین با تکنیک سم زدایی سه روزه ترک کنین حالا تکنیک چی بود سه رور تزریق سرم یه سوم دوسوم با ارامبخش و چندتا چیز دیگه که فقط باعث میشد طرف ورم کنه و هی ادرار کنه و فکر کنه مثلا پاک شده چون اصلا مصرف جنبه روان داره بعد جسمیش خصوصا تومخدر سنتی چندان قابل توجه نیست
پزشکای عمومی مجوز کلینیک های ترک رو میگرفتن یه اپارتمان یه جای پرت اجاره میکردن یه روان پزشک مشاور هم همکار میاوردن با پرستار و کسای دیگه خلاصش کنم یه مشت هپروتی روخانوادهاشون به زور و باهزار امید میکشیدن میاوردن طرف اصلا صدجور مصرف همزمان داشت باباش،میگفت اندازه پشت ناخن تریاک حل میکنه میخوره
یه مشت دزد خرده پا که برای مصرف دزدی میکردن هم میومدن که با نامه بستری ارجاع دادگستری نگیرن یا تخفیف بخورن
یه مشت ادم هم میومدن ترک کنن مصرف دوباره بهشون فاز بده یه مشت میومدن جایگزین کنن یه مشت میومدن با تشکیل پرونده سهمیه متادون بگیرن خلاصه کارناوالی بود که باعث شد من بفهمم ترک کشکه مگه یک درمیلیون که اونم موقته و حتی برگشت بعد هشت سال پاکی هم داشتیم
معتاد بیمار نیست مجرم هم نیست زامبیه فقط طفلک زن. بچه و پدرمادرش خودش دیگه از این دنیا رفته به هپروت پیوسته این به شخص من ثایت شده و با چشمای خودم دیدمش