داشتم با نامزد سابقم حرف میزدم بعد یهوگفت
ولی می دونی
کات کردن با تو
شبیه این نبود که یه ماهی رو از تنگ دد بیارند بندازند توی زمین خشک
شبیه این بود که یه نفر ماهی رو از تنگ در بیاره ببره تو اقیانوس رها کنه
منم گفتم برو توی اقیانوس قشنگ رها باش
امیدوارم بهت خوش بگذره
اونم بعدش سعی کرد حرفشو درست کنه و بگه اشتباه متوجه شدی و..
ولی دروغ میگفت منظورش همینه
سعی کرد هی نازم بکشه
منم گفتم ممنون بابت حرفات بای
بعدش دوباره کلی پیام داد
مهشاد می دونی
زندگی هنوز هم مثل قبل پر از شگفتی های خیلی بزرگه
که وقتی بشنویشون و ببینیشون ذوق می کنی
زود زود
قول بهت میدم
همه چیز رنگی میشه برات☺️🫂
منم گفتم باشه ممنون نگرانم نباش من عادت دارم
بعد کفت به چی عادت داری گفتم نمیخوام بگم
و گفتم شب بخیر
اونم گفتمی دونم همیشه خودت فوق تخصص خوب کردن حال خودت رو داری
و من هرچقدر هم صحبت کنم
آخرش خودت خودت رو اوکی میکنی
منم گفتم درسته بای