بچها امروز یه فالگیر تو خیابون اومد فالمو گرفت آقا یه نخ بمن داد پر از گره بعد گفت بزارش تو دستت نیت کن و مشت کن آقا منم این کارو کردم یهو دستمو باز کردم گره ها باز شده بود😐 چجوری میشه!
این یه قلق داره مثل بقیه تر دستی ها سادس منم چندماه پیش همینجور برا سرگرمی فالمو گرفت خانومه بعد چند مرحله هم پول میگرفت میگفتم نمیخوام ولکن نبود میگفت گره های زندگیت باز نمیشن بیا ادامه بدم واگرنه نفرینت میکنم😑
😐😐 ب من گفت موکل دارم ی سری چیزا هم گفت از زندگیم درست بود دیگه نمیدونم
برامنم یه داستان نیم ساعته از حفظ خوند ینی حفظ کردن تند تند باورت میشه من حتی نمیتونستم تمرکز کنم ک چ میگ فقط یادمه گف یه مادر ودختر چشمشون بهته اولین بچتم پسر میشه اسمشو بزار رضا بخاطر امام رضا😄
واسه مامان بزرگمم انجام دادن گفتن تا دو یا سه ماهه دیگه میمیره شده ۵ ، ۶ سال مث شیر زندگی میکنه
چرندن این چیزا😐😂
کاربری دست چند نفره به خدا کمبود شماره بود ؛ هر فردم شعور اینو داره که تو تاپیکای مخصوص به سنش شرکت کنه❤️دهان شما خروجی افکار شماست وقتی باز میشود سریعترین راه برای درک شخصیتتان دراختیار مخاطب قرار میگیرد مواظب ویترین شعورتان باشید،تا افکار و وجودتان خریدارهای بیشتر داشته باشد!